تبليغاتX
سپیده - ورود آزاد - پیر و جوون
بوستانی از همه چیز
 

مبارزه اسلام با بي بندوباري جنسي:

مي دانيد كه دين مقدس اسلام براي روابط جنسي محدوديتهايي قائل شده است كه به نفع انسانهاست.اين محدوديتها در كام يابي جنسي:

1-    به بهداشت رواني جامعه كمك مي كند.

2-    باعث تحكيم روابط خانواده مي شود و صميميت كامل بين زوجين برقرار مي شود.

3-    موجب حفظ و استيفاي نيروي كار و فعاليت اجتماع مي شود.

4-    ارزش زن دربرابر مرد بالا مي رود.

آزادي جنسي باعث هيجان و التهابات جنسي مي شود و به تبع آن تقاضاي سكس به صورت يك عطش روحي در مي آيد.

اما آرامش نيرو و غريزه جنسي چگونه صورت مي گيرد؟ به دو صورت:

1-    ارضاي غريزه جنسي در حدحاجت

2-    جلوگيري از تحريك وتهييج

مي توان از مطالب بالا به اين نتيجه رسيد كه سركوبي غريزه جنسي از طرفي و از سويي ديگر بي بندوباري جنسي  مانع رشد و كمال انسان مي شود.

ارضاي حلال و به موقع غريزه جنسي ضامن سلامتي و رستگاري فرد و جامعه است.

در پايان از كلام وحي بهره مي گيريم كه خداوند متعال در آيه پنجم سوره مؤمنون مي فرمايند: (( همانا اهل ايمان رستگار شدند......... آنها كه دامن خويش را از شهوت ناروا باز مي دارند.))

|+| نوشته شده توسط داداشی در شنبه 1387/12/03  |
 قرآن و حقوق والدين

 

ابى ولّاد حنّاط مى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه در تفسير آيه «و بالوالدين احساناً؛(۱) فرمود: احسان به پدر و مادر سخن گفتن نيكو و دلنشين با پدر و مادر است همچنين فرزندان بايد تلاش كنند تا والدين مجبور نشوند آنچه را كه لازم دارند يا دلشان مى‏خواهد به زبان بياورند و با ترس و شرم از آنان بخواهند بلكه بايد قبل از درخواست والدين نيازهاى آنان را برطرف كرد.

آيا خداوند نفرموده است كه: «لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون؛(۲) هرگز به مقام نيكان و ابرار نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست داريد احسان كنيد.»

آنگاه امام در ادامه تفسير آيه افزود: اينكه خداوند مى‏فرمايد: «امّا يبلغنّ عندك الكبر احدهما اوكلاهما فلا تقل لهما افٍّ و لا تنهرهما؛هرگاه يكى از آن دو يا هر دوى آنها به سن پيرى رسيدند، كمترين اهانتى به آنان روا مدار! و بر آنها فرياد مزن!».

يعنى اگر ترا ناراحت كردند تو كوچكترين سخن را در عتاب و آزار آنان بر زبان مياور! گرچه ترا كتك بزنند بلكه با آنان كريمانه سخن بگو:«و قل لهما قولاً كريماً؛(۳) و گفتار لطيف، سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو!» امام صادق (ع) فرمود: يعنى در مقابل درشتى و تندخوئى والدين بگو: خداوند شما را ببخشايد! خداوند فرمود: «واخفض لهما جناح الذّل من الرّحمة و قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرا؛(۴) و بالهاى تواضع خويش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند مشمول رحمتشان قرار ده!». امام در توضيح اين آيه مى‏فرمايد: با نگاه تند و آزار دهنده آنان را مرنجان فقط با نگاههاى مهرآميز و محبت‏انگيز دلهايشان را بدست آر! صداى خود را بلندتر از آن‏ها نكن! دست خود را بالاتر از دست آنان نبر و خود را مقدم بر آنان قرار نده!(۵)


۱. سوره اسراء، آيه 23.

۲. سوره آل عمران، آيه 92.

۳. سوره اسراء، آيه 23.

۴. همان، آيه 24.

۵. مستدرك الوسائل، ج 15، ص 197.

|+| نوشته شده توسط داداشی در دوشنبه 1387/11/21  |
 اسلام؛ مصدق و مبين اديان پيشين

اسلام، دين، كتاب و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خود را تصديق كننده ي دين و كتاب و پيغمبران اهل كتاب ميداند.[ آل عمران، 3؛ مائده، 59.] آن گاه در كمال آزادانديشي، از يهوديان و مسيحيان ميخواهد به تورات و انجيل آن گونه كه نازل شده است، ايمان آورند؛[ مائده، 68.] زيرا ايمان به آن ها، ايمان به قرآن را نيز دربرخواهد داشت. اسلام پس از بيان ويژگي هاي مشترك ميان اديان الهي، همه را به اتحاد فرا مي خواند[ آل عمران، 64.] و به مسلمانان يادآوري مي كند كه اگر ميان شما و اهل كتاب، بحثي درگرفت، مجادله ي أحسن كنيد[ عنكبوت، 46.] و بدون درگيري فيزيكي، با برهان قاطع به آنان پاسخ دهيد. يكي از رسالت هاي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم ، تبيين بخش گسترده اي از آموزه هاي كتاب مقدس بود كه اهل كتاب آن را پنهان مي كردند.[ مائده، 15.]

|+| نوشته شده توسط داداشی در یکشنبه 1387/11/20  |
 ضرورت انس با قرآن

 

از نظر يك مسلمان، قرآن كلام وحى است كه بر زبان مبارك پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله نازل شده است و نشان دهنده راه مستقيمى است كه انسان بايد در آن گام بردارد تا بتواند به سر منزل مقصود كه خداپرستى و تقرب به سوى اوست، برسد؛

همان مقصدى كه تمام پيامبران از زمان خلقت انسان براى نيل به آن برانگيخته شده اند.
عقل بشرى به دليل آن كه در مقام علم و عمل دچار لغزش و خطا مى شود و تحت تأثير وهم و خيال و غرايز حيوانى قرار مى گيرد، به تنهايى نمى تواند انسان را در رسيدن به سعادت و كمال يارى كند و از اين جهت است كه انسان نيازمند هدايت و دستگيرى بالاتر از عقل بشرى است. پيشرفت هاى بشر در علوم تجربى و انسانى نيز تا كنون نتوانسته است انسان را از هدايت خداوند در قالب كلام وحى كه همان قرآن كريم است، بى نياز سازد. از اين رو، قرآن، تنها منبعى است كه در اين زمينه مى تواند روشنگر راه انسان باشد تا او بتواند به قلّه هاى رفيع معنويت و كمال صعود كند. با اين حال، انسان هر چه در شناخت خود و طبيعت پيش مى رود، حقانيّت وحى و قرآن را بيشتر درك مى كند. بنابراين جوامع بشرى هر چه از نظر علوم تجربى، تمدن مادى، گسترش صنعت و سيطره بر طبيعت، پيشرفت كنند، هيچ گاه بى نياز از وحى الهى نخواهند شد.

قرآن به عنوان تنها كتابى كه جامع معارف است، به تمام ابعاد وجودى انسان پرداخته است و مخاطب خود را با بسيارى از مسايل اخلاقى عبادى، اجتماعى و... آشنا مى سازد.

به واقع، قرآن كتاب هدايت است و هركس با آن انس بگيرد و آيات نورانى آن را تلاوت كند و به تدبّر و فهم آن بپردازد، به يقين به گوهر حقايق دست خواهد يافت و در سايه عمل به اين حقايق و معارف از گمراهى و خطا در امان خواهد ماند. قرآن شفاى قلب هاست، «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُوءْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظّالِمينَ إِلاّ خَسارًا»(اسراء: 82) به همين خاطر، براى مخاطب حقيقى او شفابخش و رحمت آفرين است؛ و هر كس به قرآن مراجعه كند بدون گرفتن شفاى خود، باز نمى گردد؛ زيرا اگر بخواهد به واقع درمان شود با شفاى قرآن بهبود مى يابد.

هر كس بتواند با قرآن انس برقرار كند، همه بيمارى هاى اعتقادى و اخلاقى او درمان مى شود. از جمله جهل را كه بدترين بيمارى ها است، با علم درمان مى كند، شك را با يقين، اندوه و غم را با آرامش، ترس و هراس را با طمأنينه و اضطراب و دل نگرانى را با عزم و ثبات برطرف مى سازد. از اين رو، توصيه آيه شريفه كه مى فرمايد: «آن مقدار كه براى شما ميسر است قرآن را تلاوت كنيد» (مزمّل: 20)1 قابل تأمل است.

قرآن، ريسمان الهى است كه انس، تدبّر و عمل به آن، انسان را به مقام صالحان مى رساند كه در آن مقام، دوستى و سرپرستى خداوند محقق خواهد شد و راهى براى وسوسه شيطان نخواهد بود.

|+| نوشته شده توسط داداشی در یکشنبه 1387/11/20  |
 متن قرآن
 

                 متن قران کریم با ترجمه استاد فولادوند

|+| نوشته شده توسط داداشی در پنجشنبه 1387/05/10  |
 آداب باطنى تلاوت قرآن

آداب باطنى تلاوت قرآن

سيد سعيد آل طه

قرآن به عنوان آخرين وحى الهى كه بر افضل انبيإ الهى نازل شده نور هدايت ابدى براى بشريت و تجلى خداوند در كلامش بود. قرآن شاهد زنده بر نبوت رسول اكرم(ص) و گرامى ترين برهان بر حقانيت اوست، زيرا دليلى دائمى و حجتى همگانى به شمار مى‏آيد كه تمامى ابعاد و جوانب آن نشان از دانش نامتناهى ربانى دارد و هيچ كس را ياراى آن نبوده و نخواهد بود كه مانند اين كتاب را از پيش خود بياورد.

از جمله عواملى كه قرآن را در دل ها و مصاحف حفظ مى كند، تلاوت و مداومت در مطالعه آن است. تلاوت قرآن نيز مانند هر عمل مستحب ديگر داراى آدابى است كه خود بر دو نوعند: ظاهرى و باطنى. از اين دو قسم آداب باطنى تلاوت قرآن از اهميت بيشترى برخوردار است كه در هنگام تلاوت قرآن بايستى مد نظر قرار گيرد. براى تلاوت قرآن ده ادب باطنى است كه به ترتيب در پى مى‏آيد.

می توانید علاوه بر کلیک روی ادامه مطلب اینجا هم کلیک کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داداشی در شنبه 1387/03/18  |
 فرق بين شريعت و دين و ملت در اصطلاح قرآن
 
كلمه شريعت به معناى طريق است، و اماكلمه دين و كلمه ملت معناى طريقه خاصى است، يعنى طريقه‏اى كه انتخاب واتخاذ شده‏باشد، ليكن ظاهرا در عرف و اصطلا قرآن كريم كلمه شريعت در معنائى استعمال مى‏شود كه‏خصوصى‏تر از معناى‏دين است، همچنانكه آيات زير بر آن دلالت دارد، توجه بفرمائيد: ، و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل‏منه، و هو فى الاخرة من‏الخاسرين(4) كه از اين دو آيه به خوبى بر مى‏آيد هر طريقه و مسلكى‏در پرستش خداى تعالى‏دين هست ولى دين مقبول درگاه خدا تنها اسلام است، پس دين از نظر قرآن معنائى عمومى و وسيع‏دارد، حال اگر آن دو آيه را ضميمه كنيم به آيه زير كه مى‏فرمايد:لكل جعلنا منكم‏شرعة و منهاجا - براى هر يك از شما پيامبران‏شرعه و منهاجى قرار داديم، و به آيه ثم‏جعلناك على‏شريعة من الامر فاتبعها (5) ، اين معنا بدست مى‏آيد كه شريعت عبارت است ازطريقه‏اى خاص، يعنى‏طريقه‏اى كه براى امتى از امت‏ها و يا پيامبرى از پيامبران مبعوث به‏شريعت تعيين و آماده شده باشد، مانندشريعت نوح، و شريعت ابراهيم، و شريعت موسى، وشريعت عيسى، و شريعت محمد(ص)، و اما دين عبارت است از سنت وطريقه‏الهيه حال خاص به هر پيامبرى و يا هر قومى كه مى‏خواهد باشد، پس كلمه دين معنائى‏عمومى‏تر از كلمه شريعت‏دارد، و به همين جهت است كه شريعت نسخ مى‏پذيرد، ولى دين به‏معناى عمومى‏اش قابل نسخ نيست.
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داداشی در چهارشنبه 1387/02/18  |
 راز نام بردن قرآن از موجودات پست
قرآن به خاطر هدف هدايت، گاهى از موجوداتى نام مى‏برد كه در انظار مردم از حقارت خاصى برخودارند مانند سگ و درازگوش، مگس و پشه. در شرايطى كه خدا مى‏خواهد خدايان دروغين مشركان راتحقير كند و آنها را بى‏ارزش معرفى كند، لازم است آنها را به چنين جاندارانى تشبيه كند كه همگان بر حقارت آنها اتفاق دارند، و اين نوع تشبيه و تمثيل را بايد لازمه بلاغت‏شمرد نه وسيله انتقاد.

قرآن در آيه‏اى درباره بى‏ارزش بودن معبودان دروغين چنين مى‏فرمايد:

<يا ايها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذين تدعون من دون الله لن يخلقوا ذبابا و لو اجتمعوا له و ان يسلبهم الذباب شيئا لا يستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب‏» حج/۷۳ . :<اى مردم مثلى زده شده است كه به آن گوش فرا دهيد، كسانى را كه غير از خدا مى‏خوانيد هرگز نمى‏توانند مگسى را بيافرينند هرچند در اين كار دست‏به دست هم بدهند، و هرگاه مگس چيزى از آنان بربايد نمى‏توانند آن را بازپس بگيرند هم عبادت‏گران ناتوانند و هم معبودان آنها».

چه تحقيرى بالاتر از اين كه معبودان دروغين آنها را ناتوان‏تر از مگس پست معرفى مى‏كند تا آنجا كه ياراى مقابله با مگس را ندارند، و اگر مگس چيزى از آنها ربود، قدرت پس‏گيرى را فاقد مى‏باشند.

اين نوع مثل‏ها مايه دلخورى مشركان و ديگران مى‏گشت و لذا به پيامبر اعتراض مى‏كردند كه هدف از اين مثل‏ها چيست، و چنين مى‏گفتند:

<ما ذا اراد الله بهذا مثلا يضل به كثيرا و يهدى به كثيرا و ما يضل به الا الفاسقين‏» بقره/۲۲۸ . : <(مى‏گفتند) منظور خدا از اين مثلها چيست. مثل‏هايى كه گروهى را گمراه و گروهى را هدايت مى‏كند البته تنها فاسقان از آن گمراه مى‏گردند».

البته ناخوشايندى آنان مانع از آن نبود كه وحى از اين تمثيل‏ها در اهداف هدايت‏گرانه خود كمك بگيرد، زيرا هدف، تحقير معبودهاى دروغين آنها بود، و اين هدف با اين تشبيه‏ها به خوبى تامين مى‏گرديد.

قرآن در اين‏گونه تمثيل‏ها در مقام بيان عظمت‏خلقت و يا جلالت و قدرت خدا نيست و گرنه در اين موارد آفرينش آسمان‏ها و زمين و ستارگان و كهكشان‏ها را مطرح مى‏كرد، بلكه هدف تحقير بت‏ها و خدايان باطل است، و در اين مورد حتما بايد از اين تمثيل‏ها كمك گرفته شود.

شگفت از برخى مفسران است كه بر اثر ناآگاهى از اهداف اين نوع تمثيل‏ها سخن درباره عظمت آفرينش مگس و پشه گفته و در اين باره داد سخن داده است (سيد قطب در تفسير آيه 73 سوره حج) . عظمت آفرينش اين نوع حشرات جاى سخن نيست، ولى مقصود از تشبيه چيزى ديگر است و آن ناتوانى آن حيوانات در دفاع از خود و ديگرى است. از اين‏رو در اين مورد سخن در آفرينش آنها خارج از بلاغت‏خواهد بود.

 برگرفته از مجله پاسدار اسلام  نوشته: آية الله جعفر سبحانى

 

|+| نوشته شده توسط داداشی در سه شنبه 1387/02/17  |
 
 
بالا